X
تبلیغات
تنهایی من

تنهایی من

امید

خوش امدید



Omid


 خوش آمدید.

این وبلاگ فقط لحظات تنهایی شما عزیزان را ثبت می کند. هرچه می خواهد دلت تنگت بگو.

عین نظرات شما را مکتوب در وبلاگ درج می کنیم. آزادی کامل در بیان نظرات وجود دارد.

اگر نمی خواهید حرف هاتون منعکس بشه خصوصیش کنید.

راستی من تمام نظرات را پس از خواندن پاک می کنم دوست ندارم این وب نظر داشته باشه فقط

شعر و مطالب شما عزیزان برام مهمه و آنها را درج می کنم.


اگر دوست دارید بهتون سر بزنم ادرس وبتون را بدید دوست ندارم ازم ناراحت شید

راستی یه چیز مهم من تک فرزندم ابجی ندارم متاسفانه.توی عالم واقعی دوست دخترندارم

هرچی هست تو وبه فدای همتون.اُمید


یه توصیه:

اگر ناشناسی که اصل و نسب نداشت و از دهانش فاضلاب بیرون ریخت جوابش را ندهید

درغیر این صورت تازه می شوید مثل او


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت 14:33  توسط امید  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 18:55  توسط امید  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1392ساعت 23:43  توسط امید  | 

عشقم گلدیس

سلام عزیزدلم وبلاگت خیلی قشنگه 

هر چه گشتیم در این شهر نبود اهل دلی

تا بداند درد بی کسی و هم قفسی ولی تو بودی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1392ساعت 23:47  توسط امید  | 

زهرا

وای از نیمه شبی ک بیدار شوم..... تو را بخواهم و خود را در آغوش دیگری بیابم!!!


خخخخخ فقط خواسم اعلام وجود کنم.... وب زیبایی داری موفق باشی رفیق...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1392ساعت 18:14  توسط امید  | 

سحر

معنای سكوتم بخشیدن او نیست !!!

لعنتی

ضربه اش لالم كرد...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1392ساعت 12:12  توسط امید  | 

ریحان

گفــتي خـودت را جـاي مـن بگـذار ...
گـذاشـتم ...
مي بيـــني ...
امّـــا نــرفتــه ام

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1392ساعت 21:2  توسط امید  | 

ریحان

من به هر تحقیری که شدم با صدای بلند خندیدم ...
نام مرا گذاشتند "با جنبه" بی انکه بدانند
خندیدم تا کسی صدای شکسته شدن قلبم را نشنود…!

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1392ساعت 21:1  توسط امید  | 

ریحان

گر می خواهی عاشق شوی قلب را آماده حرفهای صادقانه کن…
اگر می خواهی عاشق شوی با اراده کامل به عشقت بگو که دوستش داری…
اگر می خواهی این عشقت برای همیشه پایدار بماند دروغ و نیرنگی را از صحنه عاشقی ات پاک کن…
اگر می خواهی به عشقت برسی احساسات را از وجودت دور نگه دار و سعی کن از ته دلت عاشق شوی…
اگر می خواهی عاشق شوی بیا و تا آخر راه عاشق باش…
با صداقت با یکرنگی با یکدلی…
بیا و برای رسیدن به عشقت با سرنوشت مبارزه کن با سختی ها مقابله کن…
اگر می خواهی به عشقت برسی درد و دلهایت را صادقانه به عشقت بگو…
به ظاهر نگو که دوستش داری از تمام وجودت بگو که دوستش داری… نیازی به فریاد نیست از ته دلت بگو عاشقی…
اگر می خواهی عشقت پاک و مقدس بماند بی ریا عاشق شو…
نیازی به ابراز احساسات با کلمه های احساسی نیست…
تنها باید نسبت به عشقت و دوست داشتنت پایدار باشی تا بتوانی به آنچه که می خواهی برسی…
تنها از ته دل عاشق باش .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 14:39  توسط امید  | 

رویا

بعد از مرگم اعضای بدنم را اهداکنید

شاید اون موقع وصله تن کسی شدم...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392ساعت 17:9  توسط امید  | 

مهیا جون

شب را دوستـــ ــ ـ دارم …!

چرا که در تاریکـــ ـی ..

چهره ها مشخــــــ ـص نیست !!

و هر لحظــــــــ ـه ..

این امیـــــ ـد ..

در درونــــــ ــم ریشه می زند …

که آمده ای ..

ولی من ندیده ام!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392ساعت 17:5  توسط امید  | 

کیمیا جون

هــرجــا کــه دلــت مــیـخــواهــد بــُـرو . . . !!!


فــقــط آرزو مــیـکـنـم وقـتـی هــوایِ مـَـن بـه سـرت زد


آنــقـدر آســمــانِ دلــت بــگــیــرد کـه بــا هــزار شــب گــریــه


چــشــمــانــت بــاز هــم آرام نــگــیــرد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392ساعت 17:4  توسط امید  | 

مجید

کسی که تمام دغدغه زندگیش زیبایی رنگ رژ لبش است...!!!!!!

توان درد دل یک مرد را ندارد.

حرف مرد را یا مرد میفهمد یا دود سیگارش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 14:29  توسط امید  | 

سمیرا

ﺧﻴﻠﻲ ﺳﺮﺩﻩ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ... ﻧﮕﺎﻫﻬﺎ... ﻗﻠﺒﻬﺎ... ﻭﺍّﻻ ﺍﻳﻨﻲ ﻛﻪ ﻣﻐﺰ ﺍﺳﺘﺨﻮﻧﻮ ﺗﺮﻛﻮﻧﺪﻩ ﺯﻣﺴﺘﻮﻥ ﻧﻴﺲ
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1392ساعت 0:27  توسط امید  | 

پری

عاشق" را که برعکس کنی می شود: "قشاع"

دهخدا را می شناسی؟

لغت نامه اش را که باز کردم نوشته بود:

قشاع: دردی که آدم را از درمان ناامید می کند!

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1392ساعت 10:26  توسط امید  | 

ریحان

بزرگترین تمنای ما از خدا میتواند کوچکترین معجزه او باشد. از خدا خواهانم که زندگیت را معجزه باران کند
عید فطر مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت 22:6  توسط امید  | 

یاسی

مبدا مختصات من تویی
که رسم عاشقی ام
حول محور مختصات چشم تو میچرخد!

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1392ساعت 23:41  توسط امید  | 

شیرین

دلتنگ که باشی

گاهی آرزو میکنی یک نفر صدایت بزند

حتی اشتباهی........

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1392ساعت 0:49  توسط امید  | 

امیرضیا

نه خرمن

نه پتک

نه جنگل

نه تفنگ

نه مشت

نه سیاهی لشکر

انسانم

داد ِمن بیداد نیست

خاک ِمن نه از برای مرگ

خاک من نه از برای گور

خاک من

برای زندگیست

همچون هر نفس از اسمان بی دریغ

همچون هر گام بر خاک تا بی نهایت مهر



من انسانم

بندگی هیچ اللهی از من نیست

و نیستم از آن هیچ اللهی هم

آفرینش مرا به الله ربط داده اند

به هراس از هر انکار

و من بی هراس

هیچ اللهی به رسمیت نمی شناسم

من

انسانم



زندگی به مرگ

حقارت عریانیست به انسان بودنم

تفسیری وارونه از بایسته های من



من انسانم

این جهانی ام

فلسفه ی وجودی من زندگی ست

با مرگ برای بودنم بیگانه ام

کرامت من بالندگی من است

عشق جاودانگی من

آرزوهای من

آبی بی انتهای زیبایی ستودن



پیوند آب و آتس وباد و خاک

و رستگاری من

پاکی ِهمه ی من است

نشانه ی انسان بودن

وانسانی زیستن



من انسانم

نه خرمنی برای غارت

نه پتکی برای نان که بمانم

جنگلی نیستم از برای جنگ که حقی بستانم

خود بستایم

من انسانم

به تمامی ِ زنده بودن و زندگی

در پیچ و تاب هیچ اما و اگری

تعریفم نیست

انسانم.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت 3:33  توسط امید  | 

ریحان جون

از قلبم پرسیدم فرق بین عشق و دوستی چیه؟ قلبم جواب داد کار من تامین خون بدنه سوالای چرت و پرت از من نپرس.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت 1:51  توسط امید  | 

پریسا

شاید انروز که سهراب نوشت:

«تاشقایق هست زندگی باید کرد»

خبری از دل پر درد گل یاس نداشت!!!

باید اینطور نوشت:

هر گلی باشی چه پیچک ویاس و شقایق

زندگی اجباریست...!

زندگی در گرو خاطره هاست

خاطره در گرو فاصله هاست

فاصله تلخ ترین خاطره هاست...

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت 1:50  توسط امید  | 

ریحان

مردی نزد روانپزشکی رفت و غم بزرگی را که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد دکتر گفت: به فلان سیرک برو انجا دلقکی هست که انقدر می خنداندت تا غم از یادت برود. مرد لبخند تلخی زد و گفت: من همان دلقکم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1392ساعت 14:20  توسط امید  | 

رها

مرد باش
زمین به مرد بودنت نیاز داره ....
مرد باش . مردونه حرف بزن . مردونه بخند . مردونه عشق بورز ...
مردونه گریه کن ، مردونه ببخش ....
مرد باش ، نه فقط باجسمت ، بانگاهت ، با احساست ، با آغوشت ... مردباش و هیچوقت نامردی نکن

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1392ساعت 13:5  توسط امید  | 

سحر

پسر: ﭼﻄﻮﺭﯼ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻢ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ؟
دختر: ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻮ !
پسر: ﺑﺎﺷﻪ پس ﺑﯿﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﻨﯿﻢ!
دختر: ﺑﺎﺷﻪ!
پسر: ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ!!
دختر: ﻣﻨﻢ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ! ﺧﺐ ﺣﺎﻻ ﺑﺮﻭ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻮ !!!
پسر: ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ…

سلامتی همه اونایی که یواشکی عاشقن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392ساعت 2:36  توسط امید  | 

ریحان جون

حرفهایم...دلخوری هایم...دلتنگی هایم...

و تمام اشک هایم بماند برای بعد! تنها به من بگو!

با او چگونه میگذراند... که با من نمی گذشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392ساعت 2:4  توسط امید  | 

ریحانه جون

من زنم و به همان اندازه از هوا سهم می برم که ریه های تو...

درد اور است که من ازاد نباشم تا تو به گناه نیوفتی...

قوس های بدنم بیشتر از افکارم به چشمهایت می ایند...

تاسف بار است که باید لباس هایم را به میزان ایمان تو تنظیم کنم...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392ساعت 1:32  توسط امید  | 

ریحانه جون

ازم خواست حلالش کنم همان کسی که با بیرحمی محبتهایم را حرام کرده بود...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1392ساعت 1:47  توسط امید  | 

ریحانه جون

اگر سرابی دیدی وانمود کن سیرابی... نگذار به دروغش افتخار کند...!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1392ساعت 1:47  توسط امید  | 

ساحل خیال

از خدا میخواهم آنچه را که شایسته شماست به شما هدیه بدهد

نه آنچه را که آرزو دارید ، زیرا گاهی آرزوهای شما کوچک است

و شایستگی شما بسیار ... .

فرا رسيدن ماه ضيافت الهي بر شما مبارک باد

التماس دعـــــا

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1392ساعت 18:16  توسط امید  | 

مریم

هی وقتی حرفی برای گفتن نداری یا اگرم داری نمیتونی بزنی چی؟..............

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1392ساعت 18:14  توسط امید  | 

مطالب قدیمی‌تر